سایت در حال بارگذاری است ...

پویادانلود مرجع دانلود رمان و کتاب های روز ایران و جهان

دانلود رمان در آغوش آتش | نوشته :هاله بخت یار | با لینک مستقیم(1 جلد کامل)

دانلود رمان در آغوش آتش | نوشته :هاله بخت یار | با لینک مستقیم(1 جلد کامل)

دانلود رمان در آغوش آتش | نوشته :هاله بخت یار | با لینک مستقیم

دانلود رمان در آغوش آتش | نوشته :هاله بخت یار | با لینک مستقیم

  1. رمان : #در آغوش آتش
  2. نویسنده : #هاله بخت یار
  3. ژانر : #عاشقانه،اجباری

خلاصه رمان در آغوش آتش:
آتریسا، دختر بی‌گناهیه که همراه مادرش از دست پدر معتادی که قصد فروختنش رو داره فرار می‌کنه اما تصادفی برای مادرش رخ میده و به کما میره و دکتر امیرسام آریا، مردی سی ساله و فوق‌العاده جدی پزشک مادرش میشه. اون رو جواب می‌کنه و به التماس‌های آتریسا برای نجات مادرش بی توجهی می‌کنه اما اتفاقی می‌افته که برای امیرسام گرون تموم می‌شه و عذاب‌وجدانش باعث می‌شه که به اجبار…

<<<قسمتی از متن رمان در آغوش آتش | نوشته :هاله بخت یار>>>

یقه ی کاپشنم رو کمی بالاتر کشیدم و دستام رو داخل جیباش فرو بردم.
سرد بودوحشتناک! اونقدری که کم مونده بود دندونام بی توجه به
فک قفل شده م از عصبانیت به هم بخورن
! پا تند کردم سمت در خروج
و نفسم رو صدادار بیرون دادم
. بخاری که از دهنم خارج شد، سرمای
وحشتناک هوا رو دوباره و دوباره بهم یادآوری کرد
. متنفر بودم از
سرما
متنفر!

دانلود رمان در آغوش آتش نسخه pdf

بارون می زدتندتر از همیشه! و من، بدون چتر و زیر این بارون تند، با
هر قدمی که برمی داشتم به بی حواسیم لعنت می فرستادم

آقای دکتردکتر آریاتو رو خدا وایسید! دکتر آریا
صدایی که صاحبش این روزا مخل آرامشم شده بود، باعث شد از حرص
پوفی بکشم و زیر اون بارون تند سر جام بایستم
. دستام محکم مشت
شدن و اون لحظه، دلم خواست تمام اعتبارم و زیر پا بذارم و تا در
خروج یه نفس بدوم
. اونقدر بدوم تا مثل هر روز این صدا رو نشنوم.

دانلود رمان در آغوش آتش بدون سانسور

دستای مشت شده م رو از جیب کاپشنم بیرون آوردم و سمتش برگشتم.
داشت می دویدبا یه مانتوی نازک و شالی نازک تر! سردش نمی شد؟
قبل از اینکه جواب این سوال رو پیدا کنم، تمام قد جلوم ایستاد
. دستش
و رو سینه ش گذاشت و در حالی که نفس نفس می زد و آب از سر و
روش چکه می کرد، میون هق هقش گفت
:
دکتراینا چی میگن؟ یعنی چی که مامانم خوب نمی شه؟ مامان من
هنوز نفس می کشه
هنوز زنده ست….

دانلود رمان ایرانی

به سختی میون گریه ش نفسی گرفت و فریاد کشید:
زنده ست.
با کلافگی دستی بین موهای خیسم کشیدم. جثه ی ظریفش می لرزید و
موش آب کشیده شده بود رسما
…! مستقیم تو چشمای سرخش زل زدم
و ناراضی از این همه رک بودنم حین برخورد با همراه بیمار گفتم
:
احتمال برگشت مادرت خیلی کمهبهتره با واقعیت کنار بیای.
و بی توجه به چشمای گریون و تن لرزونش زیر اون بارون زمستونی،
روم و برگردوندم ولی هنوز قدم از قدم برنداشته بودم که بازوم بین
انگشتاش گرفتار شد و با گریه ای که عصبانیت هم چاشنیش شده بود
داد زد
:

رمان در آغوش آتش هاله بخت یار


مادر خودتم بود همین و می گفتی؟ با واقعیت کنار میومدی؟
بازوم رو محکم از بین انگشتاش بیرون کشیدم و سمتش برگشتم
. از
حرکت ناگهانیم ترسید و قدمی عقب رفت
. با صدایی که سعی می کردم
کنترلش کنم تا بالا نره گفتم
:
اینجا سر گردنه نیست که صدات و انداختی تو سرت. منم نوکر در
خونه ت نیستم که به خودت اجازه میدی سرم داد بزنی
. مادرت همین
الانم با یه مرده هیچ فرقی نداره
. گریه و زاری هم کاری رو از پیش نمی
بره
. جای اینکه رو اعصاب نداشته ی من راه بری، برو پیشش و این
روزای آخر رو کنارش باش که بعدا حسرت نخوری

دانلود رمان در آغوش آتش هاله بخت یار

و رو برگردوندم سمت در خروج بیمارستان و سعی کردم به صدای هق
هقی که تک تک نروای عصبیم رو به بازی می گرفت بی توجه باشم
ما
کی انقدر بی رحم شده بودم؟ انقدر بی رحم که پا میذاشتم رو قلب آدما
؟ از کی کارم شده بود کشتن امید توی قلب آدما؟ هر چند که امیدی نبود
اما

رمان در آغوش آتش pdf

 

دانلود رمان با لینک مستقیمپویادانلود مرجع دانلود رمان (برای دانلود کلیک نمایید)

 

 

مطلب مفیدی برای شما بود ؟ پس به اشتراک بگذارید برای دوستانتان
درباره این مطلب نظر دهید !

مطالب زیرا حتما بخوانید ...

محصولات زیرا حتما ببینید ...